شاعر نیستم دیگر!
وقتی کسی که باید شعرم را بخواند،
نمی خواند!
کسی که باید از بَرَش باشد،
"نیــــــــــــــــــــــــــــــــــست"!
نو می گویم و...
او عاشقِ کهنه است!
نو می نگرم و...
دوخته اند بر چشمانش انگار، عینک قافیه های قرون وسطی را!
آری،
باید سقط شوند واژه هایی که
نمی فهمند که فهمیده نمی شوند...
ششم شهریورگان هزار و سیصد و نود و دو
ما را در سایت چرک نویس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41